چهارشنبه، اسفند ۱

پاسخهایی برای پرسشهایی که شاید باشد!

در جهت مهربان تر بودن با خود، بر آن شدم تا سوالاتی که گاه و بی گاه به ذهن می آید و نادیده گرفته می شود، را این بار دنبال کنم... بدون مقدمه، اولین سوال:

دینی که داعیه آن را داریم تا چه حد قدرت انعطاف پذیری در مقابله با مدرنیسم را دارد؟ یا به عبارتی نسبت دین و مدرنیسم چیست؟

این سئوال از آنجا ناشی می شود که همگی خواه ناخواه در جریان حرکت به سمت جهانی شدن قرار داریم و با اینکه می توان کل مسیر را بدون هیچ توجهی طی کرد، ولی مسلماً داشتن درکی درست از موقعیت خود، به سرعت بخشیدن، جهت گیری مناسب و صحیح و حتی در مواقعی سرباز زدن از حرکت، کمک خواهد کرد.

از بین مصاحبه های انجام شده با مصطفی ملکیان تعدادی را که مرتبط بود بررسی کردم و این شد نتایج قطعی نشده ای که تا به حال گرفته ام؛ خلاصه و تیتروار:

  • برای مواجهه با مدرنیسم باید به گزینش گری منطقی برسیم. در این راستا خوب است یاد بگیریم که ایده ها و تفکرات نه زمان دارند و نه مکان. پس تنها بر اساس حق و باطلشان باید سنجیده شوند.
  • جنبه های لوکال متون مقدس دینی از جنبه های گلوبال آن باید جدا شود، تا دین قدرت انطباق با جهان جدید را پیدا کند. به بیان دیگر گوهر دین از قشر و پوسته آن باید تمیز داده شود.
  • در تشخیص گوهر دین، نیروی عقل و وجدان اخلاقی قابل استفاده هستند که از آنها تحت عنوان پروژه "عقلانیت و معنویت" یاد می شود؛ و برای رسیدن به نتیجه مطلوب، بنابر تجربه های ناموفق گذشته در به کارگیری مجزایشان، چاره ای نیست جز استفاده توامان آنها.
  • در جهت ترویج و تشویق استفاده از عقلانیت به عنوان عضو لاینفک زندگی در اذهان مردم، باید آن را به صورت یکی از موازین زندگی اخلاقی آموزش داد. نمونه اینکه، پذیرش هر امری بدون استدلال، عین نقض کردن یک قانونی اخلاقی (مثل دروغ گفتن) تلقی شود.
  • و در آخر دوباره تاکید بر لزوم بازنگری در دین تاریخی و نهادینه شده و دست یافتن به حقیقت وجودی آن.

متن کامل مقالات را می توانید از اینجا مرور کنید.

6 comments:

Unknown گفت...

خواهر گلم من هر موقع که weblog ات رو میخونم این بیت توی ذهنم تکرار می شه چون که دوست داری همیشه اولین comment که به ذهنم می رسه رو بنویسم باید بگم که : خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدم* به صورت تو نگاری ندیدم و نشنیدم.

خیلی دلم برات تنگ شده خوش به حال بچه های سنگاپور :(

ناشناس گفت...

اگرچه پیش از هر چیز باید پرسید منظور کدام قرائت دینی و کدام قرائت از مدرنتیته است اما با توجه به رفرنس شدن حضرت ملکیان، فرض را بر دین انعطاف پذیر (همان مفهومی که البته بین عمده مسلمین طرفداری ندارد) می گذارم و نه اسلام مرسوم بین معتقدان پرشمار سرسختش. حال حتی با این تعریف هم نمی توان نسبتی بین مدرنیته مبتنی بر خردگرایی (انسان محوری) و دین مبتنی بر خدامحوری (ماوراءالطبیعه سالاری) قایل شد مگر با تحریف این مفاهیم. این را با نظر گذری به آرای اکثر فلاسفه غرب (به عنوان نهاد مدرنیته) می توان به روشنی دریافت. نمی دانم چه اصراری است بین روشنفکران وطنی که هر مفهوم ناسازگار (یا به عبارتی کاملا متضاد) با عقاید مذهبی را حتما به گونه ای به خوردمان دهند و به ناچار در این مسیر هر دو را تحریف کنند؟ شاید برای جانماندن از قافله! :)

مریم گفت...

اینجا رو ببین:

http://malekiyan.blogfa.com/post-55.aspx
http://malekiyan.blogfa.com/post-57.aspx

همانطور که قبلا گفتم، خود ملکیان مقاله ای داره که مولفه های جهان بینی مدرنیته رو ذکر می کنه با مثال و وجه تمایزهر مورد با نگرش مدل سنتی و دینی...
و نتیجه گیری نهایی اینکه جمع بستن مدرنیته و دین تاریخی و نهادینه شده به طور جامع و کامل، البته که میسر نیست!

اما به نظر من لزومی به تحریف کلی دو مفهوم هم نیست تا قابل تبدیل و تناسب شوند!

به هر حال، گمان من بر این بود و البته هنوز هم هست که وقتی می گوییم اسلام ادعای جاودانگی و جهانی بودن دارد، باید بتواند برای پذیرش مفاهیم نو در هر زمان، راه حلی مناسب ارائه دهد...
و جوابهایی که گرفتم کم و بیش امیدوار کننده است!

ناشناس گفت...

شما هم افتادین تو این حرفا؟!

این بلاگ را ببین ماله اون دخترس که فلسفه میخوند شهید بهشتی؛ اون شب که اومده بودید خونمون یادته؟!...یه خورده عجیب غریب شده بود...فیمینیست شده بود! ببین چیا میگه!

www.critic.ir

مریم گفت...

چه حرفایی؟!

از یاد رفتنی نیست که!...جزء به یاد ماندنی ترین افطاریهای من بوده :)

اون خانوم رو اسمشو فراموش کردم! بلاگش هم که باز نشد!!

ناشناس گفت...

مگه میشه باز نشه! همین الان من بازش کردم....اسمش مریم نصر بود...
از فیلتر شکنی چیزی استفاده میکنی شاید...که با ir نمیخونه...میخواد دنیا را برا زنا بهتر کنه...